د - چگونه بايد استنجا كرد ؟
تطهير مخرج ادرار ومدفوع ، براى نماز و هر چيزى كه در آن طهارت بدن شرط است مانند طواف ، واجب مىباشد ومنظور ازاستنجا هم همين است اما جزئيات مسأله :
1 - واجب است مخرج ادرار دوبار شسته شود و اما سه بار بهتر است . بر طرف كردن نجاستبه وسيلهاى غير از آب در صورت توان كفايت نمىكند . اما مخرج مدفوع تا آنجا كه پاك شود بايد شسته شود و در اين صورت به باقىماندن بو يا رنگ - اگر از نجاست اثر آشكارى باقى نمانده باشد - اعتنا نمىشود ، و جايز است سه بار با سنگ ، يا كهنه ، يا كاغذ ، يادستمال كاغذى ، يا سه طرف يك سنگ ، يا تكههايى از يك سنگ ، يا يك كهنه و يا غيره مسح شود ، و اگر با سه بار پاك نشود پسبيشتر مسح كند ، و اگر اول مسح كند و بعد با آب بشويد كاملتر خواهد بود . استفاده از اشياى مورد احترام مانند كاغذى كه بر آن اسمخداوند يا انبيا و يا ائمهعليهم السلام نوشته شده باشد و همچنين استفاده از استخوان و سرگين حيوانات در استنجا جايز نيست و اگر از آنهااستفاده كند ، گناه كرده ولى محلّ نجاست ، پاك مىشود .
2 - استنجا با مسح سنگ وكهنه ، مشروط به اين است كه مدفوع از محل متداول ، تجاوز نكرده و اطراف را آلوده نكرده باشد وگرنهبايد مخرج مدفوع و اطراف آلوده آن ، از باب احتياطبا آب شسته شود ، و همچنين شرط است كه آن وسيله مسح كننده بايد پاك باشد .
3 - سنگ يا كهنه مسح كننده ، اگر نمناك باشد اشكال ندارد . امّا با چيزى كه رطوبت سرايت كننده داشته باشد ، مانند گِل يا كهنهخيس ، بنابر احتياط مستحب نبايد استنجا كرد .
4 - استنجا با مسح سنگ و كهنه و غيره در مورد مدفوع است امّا خون و ادرار اگر به محل مدفوع برسد بايد با آب شسته شود .
5 - اگر بعداز خارج شدن از دستشويى ، شك كند كه خود را شسته است يا نه ، چون معمولًا خود را مىشويد به اين شك اعتنانمىشود .
6 - ماليدن محل ادرار واجب نيست مگر در صورتى كه شك كند چيزى مانع از تطهير در محل وجود داشته باشد كه در اين حالبنابر احتياط بايد بمالد .
ه - استبراء :
1 - در شرع مقدّس ، بر مرد تأكيد شده كه بعد از ادرار ، استبرا كند تا باقيمانده قطرات ادرار از مجراى آن خارج شود و اگر چنينكند و بعد رطوبتى خارج شود و نداند كه ادرار است يا مذىو ودى ، حكم به طهارت مىشود و وضو بر او واجب نيست .
2 - حقيقت استبرا اين است كه كارى كند كه مجرا ، از بقاياى ادرار پاك شود همچون فشار
احكام عبادات (فارسى) — صفحة 151
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص١٥١