چهارم : گروه آسيان كه از برخى مكاتب فلسفى تأثّر پذيرفته بودند . « 67 » عيسى بن مريم آمد تا تمام اين دشوارى و تكلّف در دين را نفى كند و مردم را به پرستش پروردگار يكتاى خود بازگرداند ، و به ايشان امر كند كه به روح دين اهتمام ورزند نه تنها به حدود اجرايى آن و چنان كه گويند به آنها گفت : « اى رهبران كور كه در مورد پشهاى حساب مىكنيد و مو را از ماست مىكشيد و آن گاه شترى را يك جا مىبلعيد ! شما بيرون و ظاهر كاسه و بشقاب را پاكيزه مىكنيد در حالى كه درون آن دو پر از پليدى و چرك است ، واى بر شما اى كاتبان و فريسيان رياكار ! شما به گورهاى پاكيزه سپيدى مىمانيد كه برونش رنگ آميزى زيبايى است و درونش استخوانهايى پوسيده » . « 68 » وى عامّهء مردم را مخاطب ساخت و دربارهء عالمان فاجر چنين گفت :
« به حقيقت شما را گويم : براستى ، بدترين مردم همانا مرد دانايى است كه دنيا را بر دانش خود ترجيح مىدهد ، و آن را دوست دارد و مىجويد ، و براى آن مىكوشد تا آنجا كه اگر تواند مردم را سرگردان و حيران سازد بيگمان چنان كند ، پهنهء تابش خورشيد كور را چه سود دهد كه آن را نتواند ديد ، همچنين دانش دانايى كه به علم خود عمل نكند او را سودى ندهد . درختان را چه بسيار ميوهها باشد ولى همه سودمند ، و خوردنى نيست ، و چه بسيارند دانشمندان ، ولى همهء آنان از آنچه دانند سود نبرند ، و چه پهناور است زمين ، ولى تمام نقاط آن مسكونى نيست ، و چه بسيارند سخنوران ولى تمامى سخنانشان راست نباشد و تصديق نشود . پس از دانايان دروغزن خود را حفظ كنيد ، آنهايى كه پشمينه پوشند و سر خود را به زير افكنند ، تا خطاهاى خويش را به تزوير درست وانمود كنند ، / 510 و از زير ابروانشان خيره نگرند چنان كه گرگان خيره نگرند ، و سخنانشان خلاف كردارشان باشد ، و آيا از خار بن
هامش
( 67 ) - في ظلال القرآن ، با تصرّف و تلخيص ، ص 349 - 348 ، نقل از عبقرية المسيح ، اثر عقّاد ، چاپ هفتم ، دار احياء التراث العربى .
( 68 ) - همان مأخذ .