مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ « 1 »
به نام خداوند بخشنده مهربان ، بگو : پناه مىبرم به پروردگار مردم ، به سلطان و حاكم مردم ، به معبود مردم ، از شر وسوسهگر پنهانى ، آن عقب رونده عودكننده ، آن كه در سينههاى مردم وسوسه مىكند ، چه از جن باشد و چه از انس .
تزلزل نفس بر اثر گمان ، وسوسه و تخيّل و به عبارت روشنتر ، افتادن انسان به وادى اوهام و خيالات ، سرنوشت شومى براى وى رقم مىزند و علاوه بر خارج كردن او از مسير سعادت و رستگارى ، گاهى باعث جنون وى مىشود . گاهى نيز چنان شيطان بر او مسلّط مىشود كه گريزى از گناه كردن ندارد و مطلقاً به فكر توبه هم نمىافتد ، چه رسد اينكه به حالت نورانى توبه دست يابد و به سوى خداوند تبارك و تعالى باز گردد .
گاهى نيز به مصيبت بزرگترى دچار مىشود و خود را داراى مقام كشف و شهود مىپندارد كه سرانجام چنين حالتى ، بدعتگذارى در دين و دين سازى و بالأخره گمراهى خود و ديگران در اثر مريدطلبى و مريدپرورى است و به طور كلى از ناحيهء مكر شيطان سرچشمه مىگيرد .
منشأ پيدايش عرفانهاى كاذب و نوظهور كه امروزه بسيارى از جوانان را به تباهى كشيده است ، توهّمات بىپايه و اوهام بىاساس است كه رفته رفته در وجود شخص خيالباف تبديل به باور مىشود و به جايى مىرسد كه خودش و ديگران را گمراه مىكند . متأسّفانه برخى جوانان مشتاق عرفان و سير و سلوك نيز از چنين افرادى استقبال مىكنند و به گمراهى خودشان و آن شخص خيالباف دامن مىزنند .
هامش
( 1 ) . ناس / 6 - 1