بودند كه در حل مشكلات ، خود را نيازمند او مىديدند . نمونهاى از تدابير آن حضرت را در ماجراى نصب حجرالاسود در ديوار كعبه مىتوان مشاهده نمود . ازآنجا كه كعبه در گودترين نقطهى شهر مكّه قرار داشت ، با بارش بارانهاى شديد ، سيلى بنيانكن به طرف كعبه جارى شد و در نتيجه حجرالاسود از ديوار كعبه جدا گرديد . « 1 » با فروكش كردن آب باران ، بر سر نصب حجرالاسود در ديوار كعبه ، بين قبايل عرب نزاعى جدى درگرفت . در روايات آمده است ؛ اين سنگ بايد فقط با دست باكفايت معصوم ( ع ) در جاى خود نصب شود و نصب حجرالاسود شرافت و بزرگى را براى نصبكنندهى آن در ديوار كعبه به همراه داشت . ازاينرو هر يك از بزرگان قبايل و طوايف مىخواست ، بزرگى و شرافت خويش را با نصب حجرالاسود ثابت كند تا اينكه پس از مجادلهها تصميم گرفتند نظر محمد امين ( ص ) را در حل مشكل صائب بدانند .
پيامبر ( ص ) براى پايان دادن به اين نزاع و مجادله ، عباى خود را بر روى زمين ، كنار محل نصب حجرالاسود گسترد و حجرالاسود را ميان آن عبا نهاد و از سران قبايل خواستند هريك گوشهاى از عبا را گرفته و با مشاركت حجرالاسود را تا نزديكى محل نصب آن در ديوار ، بالا بياورند . بدينترتيب از هر طايفه ، بزرگ يا نمايندهاى گوشهاى از عبا را گرفت و طبق پيشنهاد پيامبر ( ص ) ، حجرالاسود تا محل نصب بالا كشيده شد و پيامبر ( ص ) با دستان خود حجرالاسود را از ميان عبا برداشتند و در محل آن ، نصب فرمودند . بدين شكل از فتنه و نزاعى خونين جلوگيرى شد . تا زمان قبل از بعثت آن حضرت ، در روايات متعددى تدابير اين چنينى نقل شده است . « 2 »
هامش
( 1 ) - مقدّسى ، البدء و التاريخ ، قسمت چهارم ، ص 139
( 2 ) - مسعودى ، مروّج الذهب ، ج 2 ، ص 278 ، ابن سعد ، الطبقات ، ج 1 ، صص 148 - 145