لذا ايشان فرمودهاند : اين روايت كه ولايت را از جمله واجبات مىداند به معناى سرپرستى مردم در امر حكومت است ، نه ولايت به معناىِ دوستىِ اهلبيت و مردم .
اين روايت نمىخواهد ولايت را معنا كند ، ولايت از جملهء واجبات نيست ، ولايت ركن و همهء واجبات وابسته به آن است ، اسلام وابستهء به آن است . « 1 » شاهد ديگر هم اين آيه است :
« يا ايُّها الرَّسولُ بَلِّغْ ما انْزِلَ الَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ انْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ »
« 2 » اى پيامبر ! آن چه را كه بر تو نازل كردهايم تبليغ كن ، [ آن چيزى كه بناست عمل كنى به آن عمل كن و اميرالمؤمنين عليه السلام را منصوب به خلافت كن ] و اگر اين كار را نكنى رسالت خود را به انجام نرساندهاى .
از اين آيه مىتوان استفاده كرد كه اسلام منهاى ولايت ناقص و پوچ است و اصلًا اسلام نيست ، و نظير جنس منهاىِ فصل و هيولاىِ منهاىِ صورت است .
هامش
( 1 ) . تفسير دعاى سحر ، ص 115 .
( 2 ) . مائده ، آيه 67 .