شرح عرفانى
عارف ، يعنى كسى كه بر در خانهء خدا رفته است وقتى به عالم اسماء و صفات توجه مىكند ، و اين كه اكمل همهء كمالها ذات مقدس خداست ، مىگويد :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ كَمالِكَ بِاكَمَلِها ؛
اى خدا ! به درخانهات آمدهام ، توجهم به كمال توست و به كاملترين كمالهايت تو را قسم مىدهم ؛ يعنى به ذات مقدست تو را قسم مىدهم . »
ممكن است كه اصلًا نظر به ذات نباشد ، بلكه نظر به خود صفات باشد . اگر چنين باشد معنايش اين مىشود كه :
« اى خدا ! به درخانهات آمدهام ، به كاملترين كمالهايت ، يعنى به قيوميتت تو را قسم مىدهم . »
اما وقتى توجه پيدا مىكند كه همهء صفات عين ذات خداست ، مىگويد :
« وَ كُلُّ كَمالِك كامِل
اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِكَمالِكَ كُلِه ؛
اى خدا ! به درخانهات آمدهام ، و به همهء كمالهايت تو را قسم مىدهم ؛ يعنى به ذات مقدست تو را قسم مىدهم . »
و اما اگر توجه به « كُنِ رحمانى » ، فيض مقدس و اسماء افعال باشد در آن جا كثرتها را مىبيند ، و از نظر سعهء وجودى مشاهده مىكند كه در اين عالم بعضى اوسعاند و برخى واسع ؛ لذا مىگويد :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ كمالِكَ بِاكَمَلِه ؛
اى خدا ! به درخانهات آمدهام ، توجهم به كمال توست ، به كاملترين كمالهايت ، يعنى به اوسع وجودهايت تو را قسم مىدهم . »