گاهى عظمت پروردگار عالم بر دل او تجلّى مىكند كه در اين حالت مىگويد :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ جَلالِكَ بِاجَلِّهِ ؛
وَ كُلُّ جَلالِكَ جَليل . »
خدايا ! آمدم درِ خانهات ، تمام توجهم به صفات جلال توست ، تمام توجهم به عظمت و كبريايى توست ، و تو را هم به صفات جلالت ، به عظمتت و كبريايىات قسم مىدهم .
تذكر اخلاقى
كسى كه با خدا راز و نياز مىكند مخصوصاً عارف ، بايد در هنگام دعا توجهش به هر دو گروه صفات باشد ؛ يعنى هم به صفات جمال و هم به صفات جلال . اين همان حالت خوف و رجايى است كه در روايات ما بسيار به آن سفارش شده است . انسان در حالى كه به سعهء رحمت پروردگار و به لطف و عنايت وى توجه دارد ، بايد به قهر ، كبريايى و عظمت خدا هم توجه داشته باشد ؛ يعنى در حالى كه توجه به صفات جمال دارد به صفات جلال هم توجه داشته باشد .
اگر انسان يك بعدى شد ؛ يعنى تمام توجهش به صفات جمال و به رحمت خدا بود ، معمولًا در حريم خدا تعدّى مىكند و جسور مىشود و جرأت و جسارت گناه كردن پيدا مىكند . عكس آن هم ، اگر هميشه به صفات جلال توجه داشته باشد ؛ يعنى هميشه عظمت خدا در دلش باشد نه رأفت و رحمتش ، قهر و غلبهء خدا در نظرش باشد نه لطف و نه كرمش ، براى چنين كسى حالت يأسى پيدا مىشود و اين هم گناهى بسيار بزرگ است ، تا آن جا كه ديگر برايش حالت بطالت و سرخوردگى پيدا مىشود .
انسان اگر به حال اول ، يعنى « جسور در گناه » باشد ، در خطر بزرگى است و اگر در حال دوم ، يعنى « بطالت » ، و « سرخوردگى » باشد ، آن هم در خطر بزرگى است .
از اين رو انسان بايد در آن حالى كه اسلام مىخواهد ، قرار بگيرد ، در حالى كه توجه به