ديگر در مقابل اوامر و نواهى خدا چون و چرايى ندارد و به مقام شخصى مىرسد كه خدمت امام صادق عليه السلام آمد و گفت : « اى پسر رسول خدا ، اگر يك انار را نصف كنى نصف آن را ، حرام و نصف ديگر آن را حلال بگويى ، من از آن نصفهء حرام اجتناب مىكنم و آن نصفهء حلال را مىخورم . من صد در صد تسليم شما هستم » .
اسلام دو عيد دارد :
يكى اول ماه شوال ؛ يعنى وقتى كه ماه مبارك رمضان بگذرد ؛ و ديگرى هم دهم ذى الحجه يعنى روز عرفه و وقتى كه اعمال حج تمام شود . اسلام اين دو عيد را به رسميت شناخته است ، لذا در قنوت نماز عيد ، مىخوانيم :
« اسْئَلُكَ بِحَقِّ هذا الْيَوْمِ الَّذى جَعَلْتَهُ لِلمُسْلِمينَ عيداً وَ لِمُحَمَّدٍ ذُخْراً وَ شَرَفاً وَ كَرامَةً وَ مَزيداً ؛
خدايا ! به درخانهات آمدهام ، از تو سئوال مىكنم ، و تو را به حق اين روزى كه براى مسلمانان عيد قراردادى قسم مىدهم . اى خدا ! تو را به حق اين روزى كه نه تنها براى مسلمانها عيد قراردادى ، بلكه براى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله هم كرامت ، شرافت ، مزيد و ذخر قرار دادى قسم مىدهم . »
چرا روز اول شوال و دهم ذى الحجه براى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله ذخر ، شرافت ، كرامت و مزيد است ؟ چون پيغمبر به مقصودش رسيده است و برانگيخته شده تا انسانها را به مقصود و هدف برساند . كسى كه يك ماه روزه بگيرد به هدف رسيده و غرايزش تعديل مىشود ، و طاغوتها از دلش رخت بر مىبندد و خدا بر دلش حكومت مىكند ، لذا براى او روز عيد است و براى پيغمبر ذخر ، شرف و كرامت است .
هرگاه انسان اعمال حج را به جا آورد در برابر امور تكوينى و تشريعى خداوند تسليم مىشود و پيغمبر به مقصود خود مىرسد ؛ يعنى پيغمبر به واسطهء اعمال حج انسان را اصلاح مىكند ، لذا در آخر قنوت نماز عيد به همين جمله اشاره دارد و مىگويد :
آفاق نيايش (تفسير دعاى سحر) (فارسى) — صفحة 217
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢١٧