خدا روى سر توست . عمل به قرآن يعنى زندگى توأم با نشاط ، يعنى زندگى كه در آن مشكل نباشد و اگر مشكل آمد بتوانى آن را باز كنى . راه بازكردن مشكل دست خداست و خدا به تو ياد مىدهد . باز شدن راه در بنبستها به دست خداست و خدا وعده داده است براى متقين چنين كند :
وَ مَنْ يَتَّقِ اللهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ « 1 » از آن راهى كه گمان ندارد مشكلش را حل مىكند . پروردگار عالم برايم تتقين راه باز مىكند . آيهاى ديگر هم يادم آمد كه مختصر ا ست اما خيلى با تأكيد ، به جوانها هديه كنم :
وَ كانَ حَقّاً عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤمِنينَ
« 2 » جوان حق پيدا مىكند به خدا وقتى كه مؤمن باشد . كسى كه حق پيدا مىكند خدا او را يارى مىكند . اين وعدهء خداست . بعد هم اهل ادب مىدانند كه چه تأكيدى دارد با لفظ كانَ آن هم به طور ماضى و مقدم شده و ساير تأكيدها . يعنى حتماً و حتماً دست عنايت ما و نصرت ما مال كسى است كه عمل كند به قرآن و از بىادب سرمشق بگيرد و ادب بياموزد . الآن دنياى غرب با آن عملش ؛ دنياى ژاپن با آن تخصصش و كامپيوترش ؛ دنياى غرب مثل آلمان با آن فعاليت و تخصصش گرفتارند . آلمان و ژاپن كه در جنگ جهانى دوم يك تپه خاك شدند ، با فعاليتشان توانستند دوش به دوش آمريكاى جنايتكار و بلكه مقدم بر آمريكا از نظر اقتصادى و از نظر تخصص و از نظر علم بشوند . ولى همين ژاپن يك دنيا مصيبت است . در آلمان ، جوانهايش پناه مىبرند به مواد مخدر و پناه مىبرند به مسكرات و پناه مىبرند به قرصهاى خوابآور براى اينكه بتوانند دو سه ساعت بخوابند .
دنياى غرب ، الآن يك وحشى به تمام معناست . در قلب همين اروپاى
هامش
( 1 ) - طلاق / 2 - 3 .
( 2 ) - روم / 47 .