تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و خودسازى در مكتب قرآن و اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
يك مثال بزنم : اگر كسى حاجتى از يك مسلمان برآورد و دل يك مسلمان را خوش كند و گره از كار او بگشايد ، ثواب يك حج و عمرهء مقبول و دو ماه اعتكاف در خانهء خدا دارد . حالا در نظر بگيريد به مسلمانى بگوييم : آقا ! اين خواهر يا برادر تو يا همسايه تو وضعش خيلى بد است ؛ تو كه مىخواهى به روى عمره ، نرو به جايش كمك به آن بيچاره كن ، چه مىگويد ؟ مىگويد : اگر هزار تا ثواب حج مقبول را ضامن بشوى ، اين كار را نمىكنم . من مىخواهم بروم مكه ! اسم اين كار را چه بايد گذاشت ؟ اگر نماز و روزه را از ظلمت هوى و هوس به نور مطلق كشيديم ، خيلى عالى مىشود و دعا اين كار را مىكند . دعا ، ما را از ظلمت شيطان درون و برون ؛ يعنى نفس اماره و ابليس قسم خورده ، به سوى الله مىكشاند . دعا موجب مىشود كه دست عنايت خاص خدا روى سر ما باشد :
اللهُ وَليُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمات الَي النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا اوْلياؤُهُمُ الطّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ الَي الظُّلُماتِ اولئِكَ اصْحابُ النّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ
« 1 » اگر دعا نكنى ، دست طاغوتها تو را از نور به ظلمت مىكشاند . اگر مىخواهيد بدانيد كه چرا دعا مستجاب نمىشود ، به خاطر صفات رذيله و گناه و گاهى هم به خاطر مصلحت خودمان است . دعا براى همهء ما معلم اخلاق است ؛ هم براى گنهكار و هم براى كسى كه صفت رذيله دارد ، معلم اخلاق است . مطلب ديگر ، اينكه اگر گنهكار دعا كند و با شرمندگى هم اين كار را انجام دهد ، چه مزه‌اى دارد ! كسى كه مىگويد : خدا ! خدا ! و در حال شرمندگى هم
هامش
( 1 ) - بقره / 257 .