وقت چه مىكند ؟ او را از ظلمتها به نور مىكشاند . ظلمتها به شكل جمعآورى شده و نور مفرد آورده شده است . اين هم معناى خاصى دارد : يعنى تو هر ظلمتى را فرض كنى ، اگر مؤمن باشى و اگر راستى معلم اخلاقت خدا باشد ، خدا تو را از آن ظلمتها به سوى نور خودش مىكشاند . خوشا به حال آن كسانى كه با نور خدا راه مىروند . يك روايت راجع به مؤمن داريم كه مىفرمايد :
اتَّقُوا فِراسَةَ الْمُؤمِنِ فَانَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللهِ از مؤمن و فراستش بترس و مؤمن را فريب مده ؛ زيرا مؤمن با نور خدا نگاه مىكند . پيغمبراكرم ( ص ) وارد مدينه شدند و فرمودند : بوى خدا مىشنوم و نور خدا مىبينم . چه كسى به مدينه
آمده ؟ گفتند : اويس ، عاشق تو بود كه وقتى در مدينه نبودى آمد و رفت . اين بوى اويس است ؛ بوى خدا !
بوى خدا يعنى چه ؟ ! مگر او جسم است كه بو داشته باشد ؟ مگر عطر است كه بو داشته باشد ؟ اينها را ما نمىفهميم . اينها دانستنى نيست . هر چه من بگويم و شما بشنويد ، دانستنى است . اينها حصولى است . اما آن حالت ، رابطهء با خدا را مىخواهد و آن هنگام است كه بوى خدا را مىيابد . خدا با چشم او نگاه مىكندو او هم با چشم خدا و نور خدا نگاه مىكند . با خدا مىشنود و با خدا راه مىرود . آياتى كه خواندم به ما مىگويد نماز يك معلم اخلاق است و كمك مىكند و نمىگذارد كسى گناه كند . آدمى را متذكر به خدا مىكند و از غفلت نجات مىدهد اما مهمتر از اينها ، چيزى كه از ظلمت رهايمان مى سازد و به نور مطلق مىرساند ، نماز است كه غم و غصه و نگرانى را از بين مىبرد . با نماز انسان قدر پيدا مىكند . براى خودسازى نماز به انسان قدرت مىدهد تا حضور قلب پيدا كند و خلوص داشته باشد . اين دو مزدى است كه به زودى به انسان مىدهند . نماز است كه انسان را از نفس اماره و شيطان درون و برون نجات مىدهد و ديگر شيطان در او كاربردى ندارد . اگر دست خدا بر سر كسى
اخلاق و خودسازى در مكتب قرآن و اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 132
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٣٢