امام صادق عليه السلام مى فرمايد :
" لا تكون الصداقه الّا بحدودها ، فمن كانت فيه هذه الحدود او شي منها فانسبه الي الصداقه و من لم يكن فيه شي منها فلا تنسبه الي شي من الصداقه . فاوّلها ان تكون سريرته و علانيته لك واحده و الثاني ان يري زينك زينه و شينك شينه ، و الثالثه ان لا تغيّره عليك ولايه و لا مال و الرابعه ان لا يمنعك شيئاً تناله مقدرته ، و الخامسه و هي تجتمع هذه الخصال ان لا يسلّمك عند النكبات . " 199
دوستى جز به مرزهاى آن شدنى نيست ، پس هر كه اين مرزها يا بخشى از آن را در بر داشته باشد ، به دوستى نسبتش ده و هر كه از آن بى بهره بود هرگز به دوستيش نسبت مده . نخستين اين مرزها ، آن است كه پنهان و پيداى او ، براى تو يكى باشد . دوم اينكه ، زيور تو ، زيور او و زشتى تو ، زشتى او باشد . سوم اينكه ، اگر به مال و قدرت رسيد ، رفتارش را با تو ديگرگونه نسازد . چهارم اينكه ، تو را در دست يافتن به آنچه توان رسيدن بدان را دارى باز ندارد . پنجم كه گرد آوردندهء همهء اين خصلت هاست تو را تسليم دشواريها نكند .
در دعا رسيده است :
" و وفّقني فيه للتّقي و صحبه الابرار . "
و مرا در آن ، توفيق تقوا و همنشينى نيكان عطا كن .
اللهم وفقنى فيه لموافقه الابرار و جنبنى فيه مرافقه الاشرار . "
خدايا مرا در آن ، توفيق همراهى نيكان ده و از همنشينى اشرار دورم بدار
" و لا تحرمني صحبه الاخيار "
و مرا از همدمى نيكان ، محروم مكن .
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى) — صفحة 273
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٧٣