پسران بود . پدرشان مردى صالح بود . پروردگار تو مى خواست آن دو به حدّ رشد برسند و گنج خود را بيرون آرند . و من اين كار را به ميل خود نكردم . رحمت پروردگارت بود اين است راز آن سخن كه گفتم : تو . را شكيب آن نيست .
( فاستجبنا له و وهبنا له يحيي و اصلحنا له زوجه انّهم كانوا يسارعون في الخيرات و يدعوننا رغباً و رهباً و كانوا لنا خاشعين . ) 137
دعايش را مستجاب كرديم و به او يحيى را بخشيديم و زنش را برايش شايسته گردانيديم . اينان ، در كارهاى نيك شتاب مى كردند و با بيم و اميد ، ما را خواندند و در برابر ما خاشع بودند .
( و جعلها كلمهً باقيهً في عقبه لعلهم يرجعون . ) 138
و اين سخن را در فرزندان خود سخنى پاينده كرد ، باشد كه به خدا باز گردند .
( فقلت استغفروا ربّكم انّه كان غفّاراًيرسل السّماء عليكم مداراًو يمددكم باموالٍ و بنين و يجعل لكم جنّاتٍ و يجعل لكم انهاراً ) 139
سپس گفتم ، از پروردگاتان آمرزش بخواهيد كه او آمرزنده است ، تا از آسمان برايتان پى در پى باران فرستد ، و شما را به اموال و فرزندان مدد كند و برايتان بُستانها و نهرها بيافريند .
و اينك به ذكر روايات مربوط به بحث ، مى پردازيم . امام باقر و صادق - عليهماالسلام - مى فرمايند :
" يحفظ الاطفال بصلاح آبائهم كما حفظ اللّه الغلامين بصلاح ابويهما . 140 "
كودكان به شايستگى پدرانشان حفظ مى شوند ، چنان كه خداوند آن دو نوجوان را به سبب شايستگى پدرشان حفظ كرد .
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى) — صفحة 105
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٠٥