ظاهر و آخرت باطن دنيا است . دنيا به منزله ى پيكر و آخرت روح آن است از اين رو ، حقيقت افعال ، كه از آن به نام ملكوت اشياء ياد كرده اند ، به معنى حقيقت و واقعيت غيبى اشياء در عالم معنى است .
مكاشفه ى دو تن از اولياء خدا
مرحوم « حاج مؤمن » گويد : « شخصى به من خبر دارد كه به مقدار دانه ى نخودى از تربت اصل حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام ) را پيدا كرده و آن را در كفن خود گذارده است و هر ساله روز عاشورا خونين مىشود ، به طورى كه رطوبت خون به كفن سرايت مىكند و پس از مدتى خشك مىشود . از او خواهش كردم كه روز عاشورا به منزلش بروم و آن را ببينم ؛ او پذيرفت .
روز عاشورائى به خانه اش رفتم . بقچه ى كفنش را باز كرد و من كنن خونين را مشاهده كردم ، در حالى كه تربت مقدس در ميان آن بود و همانطور كه آن شخص گفته بود خونين و تر بود . از ديدن آن منظره و تصور بزرگى مصيبت آن حضرت سخت گريان و نالان و از خود ، بى خود شدم . . . » « 1 » همچنين ، مرحوم « شيخ عباس قمى » ( رضوان الله عليه ) فرموده است : « روزى به « وادى السلام » در نجف اشرف ، براى زيارت اهل قبور رفته بودم . ناگهان صداى شترى كه آن را داغ مى كردند به گوشم رسيد . آن چنان صحيه مى كشيد و ناله مى كرد كه گوئى تمام زمين « وادى السلام » از صداى نعره ى او متزلزل و مرتعش بود . من با
هامش
( 1 ) - داستانهاى شگفت ، آيت الله شهيد دستغيب ( قدس سره )