ولايت را از آنها خاموش كند . اما ، آنچه مرا از بولايت رسيدن تو آزرد ، همانا كمترين ترسى است كه براى تو دارم كه ( مبادا ) به سبب ( ظلم به ) يكى از دوستان ما بلغزى و بنابراين بوى بهشت به مشامت نرسد ) .
امام ( ع ) با اين پاسخ دلائل خوشحالى و آزردگى حضرتش از به ولايت رسيدن « نجاشى » را باز مى گويد و در واقع اين امر را كه « حكومت يك آزمايش و ابتلاء الهى است » ضمناً تأييد مى فرمايد .
از اين رو بايد توجه داشت كه « پاسدار بودن » يك آزمايش از طرف خداوند تبارك و تعالى است و فرماندهى و مسئوليت داشتن امتحانى دشوارتر . باشد كه انشاء الله تعالى از اين آزمايش الهى سربلند بيرون آئيم تا در دنيا و آخرت رستگار شويم .
مبادا ! كه رياست وسيله شرمندگى و رسوائى ما در محضر خداى تعالى شود و روز قيامت سرافكنده و پشيمان شويم . چه آن روز چنان سخت و طاقت فرسا است كه اولياء خداى تعالى از ترس آن بسيار گريسته اند .
خوف حضرت يحيى ( ع )
در « بحار الانوار » به نقل از « امالى » شيخ صدوق ، از رسول خدا ( ص ) آمده است : « روزى حضرت يحيى ( ع ) جمعى از روحانيين را ديد كه جامه هاى موئين بر تن و كلاههاى پشمين بر سر كرده ، گريبانها چاك داده و با زنجير خود را به ستونهاى مسجد بيت المقدس بسته بودند » . يحيى ( ع ) نزد ما درآمد و فرمود : « براى من جامه و كلاه پشمين بباف تا به بيت
المقدس روم و به عبادت