تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
براى عقيده‌اى ، عقيده هم داشته باشد ، عقلش هم باور كند ، اما وقتى به دل و عمل مىرسد ، هيچ باور نداشته باشد ، « ما اصاب من مصيبة في الارض و لا في انفسكم ، الا في كتاب من قبل ان نبراها ان ذالك علي الله يسير » ( حديد - 22 ) اين بحث قضا و قدر ، بعد لام غايت مىآيد لكيلا تأسوا على ما فاتكم و لا تفرحوا بما اتيكم ( حديد - 23 ) براى اينكه لغو در كلام تو نباشد اگر هم يك نعمتى آمد خيلى خوشحال نباشيد براى اينكه دلبستگى به نعمت و خوشحالى از نعمت ، انسان را مشرك مىكند . تأسف از رفتن نعمت ، غم و غصه از رفتن نعمت ، آن هم انسان را مشرك مىكند . لذا قرآن هر دو را پهلوى هم مىگذارد « لكيلا تأسوا علي ما فاتكم و لا تفرحوا بما اتيكم » عقيدهء همهء ما اين است كه « ما اصاب من مصيبة في الارض و لا في انفسكم ، الا في كتاب » كدام طلبه‌اى است كه عقيده به اين حرف نداشته باشد . پس چرا غم داريم ؟ چرا غصه داريم ؟ چرا نگرانى داريم ؟ بله يك افرادى هستند كه غم و غصه از گذشته و نگرانى از آينده ندارند . اصلًا و ابداً « الا ان اولياء الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون » ( يونس - 62 ) اينها كيانند ؟ آنهايى كه توحيد صفاتى به معنى دوم دارند ، تسليم در مقابل خدا را باور كرده‌اند . و اينكه جهان به اندازه‌اى منظم است كه اگر يك پشه‌اى يك بال زيادتر بزند يا يك بال از ماشين خلقت كم كند . عالم به اين چنانى مضمهل خواهد شد . به عبارت ديگر