تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
ايران تحميل شد و لعاب و رنگ علم و دانش داشت ، با رخنه در دانشگاه و دبيرستان و طبقه روشنفكر جامعه به اوج خود رسيد و سرانجام قبح كار كمرنگ شد و از بين رفت . بسيارى از زنان كه روحيه تقليد و رنگ‌پذيريد آنها بر جنبهء عقلانىشان فزونى داشت با ديدن آزادى حيوانى موجود ، خود در اين امور پيش قدم شدند و با برهنگى و غوطه‌ورشدن در شهوات حيوانى ، تن به خواستهء ناپاك دشمنان دين و آيين و مملكت دارند . از اين پس ديگر با مسخ فرهنگى ، نيازى به زور و سرنيزه نبود و دشمنان به راحتى توانستند آنچه كه مىخواهند ببرند و هر كار كه مىخواهند انجام دهند و هيچ مشكلى هم سد راهشان نباشد . اين طبيعى است كه وقتى عفت و حيا ساقط شد و زنان و دختران حريم عاف را رعايت نكردند و با هر سر و وضع دلخواه در معابر عمومى ظاهر شدند و به هر رابطه و خواسته‌اى در هر مرتبه پست و ننگينى تن در دادند و وقتى مردان و پسران ، باغيرت و مردانگى وداع كردند و نه تنها از بىبند و بارى زن و دختر خود ممانعت ننموده ، بلكه براى عقب نماندن از ديگران به نواميس مردم تجاوز و تعدى و دست درازى كردند و در يك كلمه وقتى روح حيوانى و شهوات سركش و افسار گسيخته و عيش و عشرت بر جامعه‌اى حكمفرما شد ، ديدها هم فقط همان نگاه حيوانى يعنى شهوانى خواهد شد . در اين وقت ديگر هر كس مىخواهد حكمفرمايى كند ، هر كس مىخواهد ذخاير را به يغما ببرد ، هر كس مىخواهد تمدن و فرهنگ و شرافت را نابود كند ، هر كس مىخواهد اناسن‌ها را به هر بدبختى بشاند ، براى او فرقى نمىكند او مثل يك حيوان سرگرم كار خود و لذات پست مادى خود است ، او كارى به سرنوشت خود ، فرزندان و ملت خويش ندارد ، چرا كه او زن و دختر است و مىخواهد خودنمايى كند ، جمال بفروشد و آزاد باشد ، و يا اينكه او مرد است ، مىخواهد لذت ببرد ، كامروايى كند و بدور از هرگونه جنجال و بحث سياسى ، اقتصادى و فرهنگى در لجنزار حيوانى خد خوش باشد .