تحميل كردند و همه انواع اختياراتى در پيش روى او گذاردند ، آنگاه خواستههاى شوم خود را كه همان زمينهسازى هجوم آنها و غارت و چپاول و هتك حركت نواميس مردم بود ، از او طلب كردند . آنها كه مىدانستند حذف مستقيم دو عنصر سازنده و مطلوب در جامعه ايران يعنى عفت و حيا و غيرت و مردانگى ، امرى بسيار مشكل و يا در حد محال است ، كار را از كم و آهسته آهسته شروع كردند . البته در همه مراتب بعدى هم كه خواهيم ديد ، نقش سرنيزه و قلدرى و تهديد ، نقش اساسى و كليدى بشمار مىرود ابتدا براى اينكه جو عمومى و حاكميت روانى اجتماع را در دست بگيرند تا بتوانند اهداف بعدى را اجرا كنند ، بهانه لباس متحدالشكل و پوشيدن اجبارى كت و شلوار را به پيش كشيدند ، و وقتى زمينه را مساعد كردند ، ضربات خود را يكى پس از ديگرى بر حيثيت جامعهء اسلامى ايران آن روز فرود آوردند .
اول اينكه گفتند چادر يعنى چه ؟ اين يك چيز دست و پاگيرى است و با آزادى و شخصيت زن منافات دارد زن بايد همه جايش پوشيده باشد . ديگر چادر لزومى ندارد و با اين جملات فريبنده كه هر آدم سادهلوح و بىخبر از پشت پرده را به ظاهر قانع و ساكت مىكند ، تا اندازهءزيادى موفق گرديدند .
پرده دوم اين بود كه چرا زنان بايد در خانهها محبوس باشند و در اجتماع رفت و آمد نكنند ؟ و بدينوسيله پاى آنان را ، البته با زور و اجبار به مجامع عمومى باز كردند . براى تسهيل در اين امر ، زنان مربوط به افراد خودشان را وادار مىكردند تا از اين محل به آن محل بروند و به اصطلاح خودشان انسانهايى اجتماعى شوند .
مرحله بعد از خود دربار شروع شد به اينكه شلوارها را در آوردند و جوراب پوشيدند و چارقدها را از سر برداشته به جاى آن كلاه بر سر گذاشتند ، اما باز بخاطر عدم پذيرش جو عمومى ، طرحها و نقشهها آرام و كند پيش مىرفت .
اين حركت با روى كار آمدن محمدرضا ، خلف خبيث رضاشاه كه توسط آمريكا به
اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 162
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٦٢