خويش را فراموش مىكند . با اين غفلت در برابر حادثهها مىشكند و در هنگام فراوانى نعمت ، مغرور مىشود و انسانيت خود را مىبازد . قرآن مىفرمايد :
« ان الانسان خلق هلوعاً اذا مسه الشر جزوعاً و اذا مسه الخير منوعاً » ؛
« 1 » به راستى كه انسان ، بسيار آزمند وبىتاب ، خلق شده است ، چون صدمهاى به او رسد عجز و لابه كند و چون خيرى به او رسد بخل ورزد .
نعمت و نقمت هر دو وسيله آزمايش و امتحان انسان است . از نظر على ( ع ) رياست خوب است اما براى اثبات حق و از بين بردن باطل ، براى اين كه با آن ، گرهفاى از مشكلات مسلمانان باز شود .
بنابراين ، آن رياستى بد است كه انسان را جهنمى كند . انسان را به زمين بزند . همينطور بقيه نعمتها مثل پول ، علم و . . . .
براى عارف ، فقر از الطاف خفيه است ؛ چرا كه اگر با فقر بسازد خداوند بر او درود مىفرستد
: « اولئك عليهم صلوات من ربهم
» ؛ اما همين فقر ، بعضىها را به كفر مىكشاند :
كاد الفقر ان يكون كفراً ؛ « 2 »
گاهى ، فقر كفرآور است .
پس نبايد غافل بود كه مشكلات و سختىها همه مقدمه اين است كه انسانى به كمال و فلاح برسد . اگر قران را با تأمل بخوانيم همين نكته را به روشنى از آن در مىيابيم ؛ مثلًا خداوند در اين آيه شريفه كه در سه جاى قرآن تكرار شده است مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - معارج ( 70 ) آيه 20 .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 72 ، ص 29 ، ح 26 .