مى فرمايد
: « انَّ المُنافِقينَ فِى الدَّركِ الأسفَلِ مِن النَّار . . . » « 1 »
و سقوط به جايى كه به جز خدا نداند . همانطور كه در صعود ، رسد آدمى به جايى كه به جز خدا نداند ، در سقوط نيز رسد آدمى به جايى كه به جز خدا نداند .
براى تقريب به ذهن ، يك مثال مى زنم : مثل نور برق است در يك سالن . كارخانه بايد فيض ( برق ) بدهد تا اين جا روشن باشد ، اما اگر كارخانه فيض نداد ، ديگر لازم نيست در اينجا تاريكى ايجاد كند . ديگر اينجا تاريك تاريك است . همين مقدار كه كارخانه دست عنايتش را از اينجا برداشت ، اين جا تاريك مىشود ؛ معناى « سَواءُ عَلَيهِم اانذرتَهُم ام لَم تُنذِرهُم لا يُؤمِنون » همين است .
ب - شقاوت و عدم رستگارى
اثر شوم دوم اين است كه اگر گناه مداوم آمد ، ديگر رستگارى نيست ، ديگر خيلى مشكل و نادر است كه اين انسان رستگار بشود . اگر تنبّه و توجّه باشد ، رستگار مىشود ؛ افرادى مانند حربن يزيد رياحى ، بشر حافى و فضيل بن عياض رستگار شدند ، اما استثناست . به حسب طبع قضيه ، دل آن كسى كه گناه مداوم دارد ، سياه شد و برگشت آن ، مشكل است . بايد از سبب ترسيد .
خدا نكند در جلسه ما كسى باشد كه ورد زبان او دروغ باشد . اگر اين ملكه براى او پيدا شود اينجا دروغ مى گويد ، دم مرگ دروغ مى گويد ، در قبر دروغ مى گويد ، به ملائكه دروغ مى گويد ، و در روز قيامت هم به خدا دروغ مى گويد ، و برگشت او مشكل است .
اگر خداى نكرده ، چشم كسى آلوده باشد ، حتى به آنجا مى رسد كهالعياذ باللهبه عروس و به دخترش هم نگاه آلوده دارد .
هامش
( 1 ) - آرى ، منافقان در فروترين درجات دوزخند . ( نساء / 145 )