مقدمه
پس از حمد و ثناى ايزد منان و درود فراون بر رسول اكرم و ائمه اطهار عليهم السلام بايد دانست كه رفع رذايل و كسب فضايل ، متوقف بر شناخت اسباب و اصول هر يك آشنايى با روش نيل به اين غايات و تفاصيل مباحث پيچيده آن است كه از آن به علم « اخلاق » و « حكمت خُلقيّه » تعبير مىشود .
هدف علم اخلاق ، سركوبى غرايز و استعدادهاى انسانى نيست . بيان اصول اخلاقى براى جهت بخشى ، متمركز ، به فعاليت رساندن و سرعت بخشيدن به سير تكاملى آدمى است .
عقل مىتواند با رقه هاى روح را چراغى فراراه خود سازد و اين بدون سير و سلوك امكان پذير نيست . هر گرد و غبارى كه از فضاى درون برخيزد ناچار بر چشم عقل نشيند . تعدد و تنوع راههاى رسيدن به حق و لقاى الهى دليل عظمت هدف است .
به حكم محكم عقل و نقل ، بر سالكان و طالبان طريق رشاد لازم است كه نخست از آيينه دل ، رنگ رذايل ، زايل ، و سپس به حليه فضايل ، مايل سازند ؛ چه ، بدون تخليه ، تحليه ميسر نشود و انعكاس نقش حبيب در نقش خبيث صورت نبندد .