حتى در بيابان نيز از يكديگر جدا شده و قطع رابطه كردند و مشغول به راز و نياز با خداوند شدند تا آنكه پروردگار عالم توبه ى آنان را پذيرفت .
لَّقَد تَّابَ اللهُ عَلَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِى النَّبِىِّ وَ المُهَاجِرِينَ وَ الأَنصَارِ سَاعَة العُسرَة مِن بَعدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِّنهُم ثُمَّ تَابَ عَلَيهِم إِنَّهُ بِهِم رَءُوفٌ رَّحِيمٌ ( توبه ، آيه ى 197 )
مراد من از آيه ، قسمتى است كه مى فرمايد : اين قطع رابطه به قدرى مشكل و سخت بود كه نفس در سينه هايشان پيچيده شد . اگر مردم ديدند مغازه اى كارش حرام است و همگى چند روزى از او خريد نكنند ، به زودى مغازه اش را مى بندد يا كار نادرست خود را ديگر انجام نخواهد داد . اگر به يك شخص لاابالى همه ى حرفها زده شد ولى او نپذيرفت و همگان با او قطع رابطه كردند و حرف نزدند ، مسلّماً دو ، سه روزى طول نخواهد كشيد كه مى فهمد ديگر آن محل براى او قابل سكونت نيست ، يا دست از كار زشت خود بر مى دارد يا از آنجا خواهد رفت . اين مبارزه ى منفى يك نيروى كنترل كننده است چه رسد به مبارزه ى مثبت .
نكته اى را كه بايد تذكر دهم اين است كه مبارزه ى مثبت بايد با زبان خوش باشد . به فرموده ى قرآن كريم ، زمانى كه حضرت موسى ( ع ) براى ارشاد
ويژگيهاى معلم خوب (فارسى) — صفحة 238
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٣٨