تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بسوى حق (فارسى) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
عليهم السلام را حلال و حرام آنها را حرام بدانيم . واجبات را به خوبى بجا آورده و از گناه در زندگى خود بپرهيزيم . يعنى اگر گناه در كارمان باشد از خدا و پيامبر و ائمه طاهرين و امام زمان ( عج ) خجالت زده شده و درصدد جبران آن برآييم .

خدمت به خلق خدا

از امورى كه بسيار مورد علاقه امام زمان عج مى باشد . خدمت به خلق خدا و خدمت به جامعه و خدمت به شيعه است . شيخ محمد كوفى فردى بود كه در زمان مرحوم آقا سيد ابوالحسن اصفهانى ( مرجع تقليد پيش از آقاى بروجردى ) زندگى مى كرد و در ميان طلاب مشهور بود كه خدمت امام زمان ( عج ) مى رسد . روزى آقا سيد ابوالحسن از شيخ محمد كوفى مى خواهد كه يكى از قضاياى امام زمان ( عج ) را برايش بگويد . شيخ تعريف مىكند كه آقا امام زمان را در مسجد سهل ديدم و ايشان فرمودند : به سيد بگو تا مى توانى به شيعيان ما خدمت كن . همچنين يكى از علماى بزرگ كه هم اكنون در قيد حيات مى باشد تعريف مى كردند . در زمان مرحوم آقا سيد ابوالحسن اصفهانى به عتبات رفتم . البته آن زمان با ايشا آشنايى نداشتم ، ليكن آشنايى با پسران ايشان باعث شد كه به خدمت او برسم . مرحوم سيد از من دعوت كرد كه شب را نزدشان باشم . آن شب طى گفتگويى كه داشتيم من چندين بار با عصبانيت به آقا سيد گفتم : اينجا خانه امام زمان است ، چرا شما بدان اهميت نمى دهيد ؟ مى توانيد كوى طلاب را بسازيد و طلبه ها را روانه آن كنيد . مى توانيد شهريه فراوان بدهيد تا طلاب بمانند و . . . از اين قبيل مسائل . آقا سيد ابتدا فقط گوش مى كردند ولى پس از مدتى زير لب آهسته فرمودند : فلانى ، معلوم نيست ما سر و كارى با امام زمان نداشته باشيم . سپس كاغذى را آورده و من خط مبارك آقا امام زمان