منهاى توسل به اهلبيت تاريك است . چنانچه عبادت منهاى اهلبيت پوچ مى باشد . قرآن شريف به اندازه اى به اين امر اهيمت داده كه مى فرمايد :
« يا ايُّهَا الرَّسُولُ بَلّغْ ما انْزِلَ اليكَ مِن رَبِّك و انْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رسالَتَهُ » ( مائده / )
« اى رسول ، على را به خلافت منصوب نما كه در غير اين صورت هيچكار نكرده اى . »
يعنى اسلام منهاى ولايت و عبادت منهاى على پوچ است .
در روايات مى خوانيم كه اگر چه انسان در مسجد الحرام و در صفا و مروه به اندازه اى عبادت كند كه پوستش به استخوانش بچسبد و تمام گوشتهايش آب بشود ، اما بدون ولايت رو به آتش جهنم مى رود . پس زندگى منهاى اهلبيت به غير از حسرت و ندامت حاصلى نداشته و بدون ايشان نمى توان حركت كرد . چنانچه به قول حافظ شيرازى پيمودن اين را خضر مى طلبد و رهبر مى خواهد و رهبر اين راه على و اولاد اوست .
صلوات در نماز و دعا
روشن است كه نمازهاى ما نمازهايى نيستند كه مورد قبول خدا واقع شوند ، زيرا مقبول بودن نماز امر بسيار مشكلى مى باشد و نماز كسى كه داراى صفت رذيله اى باشد مورد پذيرش خدا نيست . در روايات مى خوانيم ، كه خداوند نماز آدم حسود ، متكبّر ، بخيل و . . . را قبول نمى كند و در قرآن مى فرمايد :
« انَّما يَتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ الْمُتَّقينَ » ( مائده / )
من نماز متقين را قبول مى كنم . لذا نمازهاى ما ولو صحيح باشد مورد قبول درگاه حق نبوده و از همين رو بايد آن را با توسل به اهلبيت