بالاخره منجر به شهادت ايشان گرديد ، روحيّه جنگى آنها را خسته كرده بود . به اندازهاى بيحال و خسته بودند كه وقتى در مسجد با امام حسن ( ع ) بيعت كردند و آن حضرت اظهار كرد كه مىخواهم جنگ كنم ، يكنفر جواب نداد . عدى بن حاتم طائى بلند شد و با تحريك عاطفه مردم را مهيّا كرد . گفت : اين فرزند زهرا است . امام شما است . با او بيعت كرديد . پس هر چه بگويد بايد بپذيريد . تا توانست مردم را براى جنگ مهيّا سازد .
امام ( ع ) ديدند با اين لشگر نمىتواند بجنگد . ديدند اگر كمى ديرتر پيمان صلح را امضاء كنند او را دست بسته پيش معاويه مىبرند . چنانچه همينها ريختند در خيمه آقا و آن را غارت كردند و خنجر به پاى مبارك ايشان زدند .
- اهميّت صلح امام حسن ( ع ) براى اسلام
اگر امام حسن ( ع ) با معاويه مىجنگيد ، شكست ايشان و نابودى همه ياوران صديق ايشان حتمى بود . آن وقت بود كه معاويه براى نابودى اسلام بدون هيچ مانعى قد علم مىكرد . تمام ممالك اسلامى را ويران و مسلمانان واقعى را مىكشت و بالاخره اسلام پنجاه ساله را به كلّى نابود مىكرد . آقا ديدند كه صلح كنند بهتر است تا اسلام تماماً نابود شود . از اينرو كاسه زهر را نوشيدند . و اين كاسه زهر ، ده سال دلِ آقا را پاره پاره كرد . اگر چه در آخر كار زنش آقا را شهيد كرد ، اما در حقيقت