امْوالَ الْمُسْلِمينَ لا تحْتَمِلُ الْاضرار » « 1 » اى استاندار من ، اى فرماندار من ! وقتى نامه مىنويسى ، قلمت را ريز كن ، درشت نباشد . بين سطرها فاصله نينداز . قلم فرسايى نكن ، جان كلام را بنويس . زيرا اگر اين گونه نباشد ، به بيتالمال مسلمانان ضرر مىخورد و من حاضر به چنين ضررى براى مسلمانان نيستم .
اى شيعه على ! از اين سخن مولا درس بگير و از مجلس خارج شو . اگر خداى ناكرده در مال مسلمانها بىدقّت هستى ، لاابالى هستى ، از اين به بعد شيعه على باش . يك مو حساب است . همين مولا با اين حساب دقيقش ، در دل شب گريه مىكند و به خود مىپيچد ( مبادا دقّت كافى نكرده باشد و مقصّر باشد ) و به درگاه خدا عرض مىكند : « اللّهمْ انّياعُوذُ بِكَ مِن نِقاشِ الحِساب » ، خدايا ! پناه مىبرم به تو ، از اينكه در روز قيامت منقاش باز هستى ، از خار دست نمىگذرى . لذا گريه مىكرد ، ناله مىزد ، ضجّه مىزد كه نكند خارى از مال مردم در دستش رفته باشد . در جاى ديگر نهجالبلاغه مىفرمايد :
« وَ اللهِ لَوْ اعْطيتُ الْاقاليمَ السَّبْعَة بِما تَحْتَ افْلاكِها عَليانْ اعْصِياللهَ فينَمْلَة اسْلُبُها جِلْبَ شَعيرَة ما فَعَلْتُهُ » « 2 » قسم مىخورد كه اگر همه عالم را به من بدهند كه بىجهت پوست
هامش
( 1 ) . خصال صدوق ، جلد 1 ، صفحه ى 149 .
( 2 ) . نهجالبلاغه ، فيض الاسلام ، خطبه ى 215 .