الَّذينَ . . . » تا آخر . اين مسلمان معلوم است كه چه مىشود ، به ده سال نصف دنيا را مىگيرد و دنيا را تكان مىدهد . بنابراين ، ايمان منهاى عمل نمىشود و عمل هم منهاى ايمان نمىشود . بايد با هم باشند ؛ و اگر كسى بخواهد عمل بكند بايد عالم باشد ؛ و عمل منهاى علم نمىشود . كسى نماز بخواند اما مسائلش را نداند ، نماز باطل در مىآيد ؛ نماز مسائل دارد . يك كسى وضو بگيرد اما مسائلش را نداند ، يا غسل بكند اما مسائلش را نداند ، بعضى اوقات به اينجا كشيده مىشود كه آقا هفتاد سالش است مىگويد : غسل حيض مىكنم قُربَة الَى الله ! خيال نكنيد كه اين حرفها عوامانه است و كم پيدا مىشود ؛ خير ، زياد پيدا مىشود . مگر مىشود كه انسان سر و كار با منبر و محراب نداشته باشد اما مسائل دينش را بداند ؟ واجب است ، لازم است ، بر همه و همه ، كه معلومات عمومى خواندن و نوشتن را بدانند . لازم است ، واجب است كه همه و همه معلومات عمومى دينى را بدانند . هر كس كه نداند ، جهنم مىرود . در روز قيامت به افرادى كه نماز خواندهاند اما غلط بوده خطاب مىشود : « هَلّا تَعَلَّمتَ ؟ » چرا نرفتى ياد بگيرى ؟ آيا نماز تو مهمتر بود يا بازار تو ؟ آيا زن گرفتن يا شوهر كردن تو مهمتر بود يا نماز تو ؟ يا روزه تو يا دين تو ؟ آيا ديپلم گرفتن تو ، ليسانس گرفتن تو ، دكتر شدن و مهندس شدن تو لازمتر بود يا دين تو ؟ در اينجا ممكن است بگويد كه ديپلم و ليسانس ، ولى روز قيامت بايد بگويد دين من . مىگويند چرا ياد نگرفتى ؟ و همانجا به جهنّمش مىبرند .
اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 119
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١١٩