ناراحت نشود و اگر فرمانده به وظيفهاش عمل كرد و او را تشويق نمود ، خوشحال نگردد ، اگر هنگاميكه فرمانده او را تشويق نمود ، حالش تغيير پيدا كرد بداند كه كارش براى خداوند تعالى نبوده و اخلاص در كارش وجود نداشته است .
يك وقتى عدهاى از بزرگان خدمت امام رسيدند و گله نمودند كه ما براى انقلاب خيلى كار كرديم امام فرمودند كه : براى من كار كردهايد يا براى خدا ؟ اگر براى من بوده است كه فايده اى ندارد و اگر براى خداوند تعالى كرده ايد ، پس چرا از من توقع تشكر داريد .
همچنان يك پاسدار ، ارتشى ، يا بسيجى ، اگر در جبهه كارى براى رضاى خدا انجام داده باشد ، چه توقعى دارد كه ديگران از او سپاسگزارى كنند ؟ و پناه بر خدا اگر براى رضاى خداى تعالى به جبهه نرفته باشد نيازمند تشويق و تمجيد است و چنانچه بدان نائل نشود ، خَسِرَ الدُّنيا وَ الاخِرَة الحج ، آيه 11 قرآن مىفرمايد :
هر كسى كه مىخواهد به لقاء خداوند تعالى برسد ، بايد نيكوكار شود و در پرستش خداوند تبارك و تعالى هرگز احدى را با او شريك نگرداند ، فَمَن كانَ يَرجُوا لِقاءَ رَبّهِ فَليَعمَل عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشرِك بِعِبادَةِ رَبّهِ احَداً . ( الكهف ، آيه 110 )
بسيجى ، ارتشى و سپاهى مواظف باشيد كه با توقع تشويق و تشكر ، اعمال نورانى و شريفى را كه در جبهه انجام دادهايد ، از بين نبرده و تباه و باطل نسازيد .
2 - به كار خود فخر نكند ( مثلًا ) در هر جلسه و جمعى كه مىنشيند ، به تعريف و تمجيد خود نپردازد كه من در جبهه ، فلان حمله ، فلان محور ، اينكارها را انجام دادم ، شجاعت داشتم ! - چقدر از دشمن را كشتم ! نترسيدم ، جلو رفتم ! چندين ماه در جبهه بودم و . . اينها اعمال را مىسوزاند
جبهه و جهاد اكبر (فارسى) — صفحة 66
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٦٦