مىخواهم اين اندازه روى اين ها بريزم و آنگاه هر كارى كه خواستم بكنم ! !
ابوذر به عثمان گفت : به ياددارى كه روزى با هم براى كار مهمى بين نماز مغرب و عشاء خدمت رسول خدا ( ص ) رسيديم وايشان بسيار ناراحت بودند ؟ بطورى كه فقط جواب سلام ما را دادند و توجه بيشترى نفرمودند : پس از مدتى كه نشستيم و پيغمبر ( ص ) همچنان ناراحت بودند ، بلند شديم و رفتيم ؟ فرداى آن روز رسول خدا ( ص ) آمد و از من و تو عذر خواهى كرد ؟ و فرمودند : بخاطر اين بود كه ده تومان از مال مسلمين نزد من بود و نتوانسته بودم به مصرف برسانم ، ترسيدم كه بميرم و ده تومان به مصرف نرسيده باشد ! !
عثمان ديد اوضاع بد شد ، رو كرد به كعب الاحبار و گفت : اگركسى خمس و زكاتش را بپردازد ، و پول جمعآورى كند ، اين درست است يا نه ؟ كعب الاحبار گفت : اشكال ندارد ! ! ابوذر كه رحمت خدا بر او باد با عصائى كه در دست داشت بر سر كعب الاحبار زد و فرمود : يابن اليهودى تو كارت به جائى رسيده است كه در احكام اسلام تصرف مىكنى و رو كرد به عثمان و گفت : مگر نخواندهاى آيه ى شريفه را كه مىفرمايد :
وَ الَّذينَ يَكنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الفِضَّةَ وَ لا يُنفِقُونَها في سَبيلِ اللهِ فَبَشّرهُم بِعَذابٍ اليمٍ . ( التوبه 34 )
كسانى كه ميدانند جبهه اسلام احتياج به كمك دارد ، كسانى كه مىبينند اقوامشان گرسنهاند آنهائيكه مىبينند همسايهشان احتياج به غذاى شب دارد ، و مىتوانند رسيدگى كنند و نكنند و مال اندوزى كنند ، خداوند اينها را به عذاب اليم بشارت داده است ، سكههاى زرى را كه اندوختهاند روزى قيامت داغ مىكنند و به پيشانى و كمرهاى آنها
جبهه و جهاد اكبر (فارسى) — صفحة 97
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٩٧