يعنى مثلًا آن كسى كه وسواسى در طهارت و نجاست است فوراً قطع پيدا مىكند كه ترشح كرد و نجس شد با فرضى كه ترشح نكرده است ، اما او را حس مىكند ترشح در دستشوئى شده است . اما براى طهارتش قطع پيدا نمىكند . براى نجاست فوراً قطع پيدا مىكند . يعنى شيطان ضرر دارد فوراً قطع پيدا مىكند ؛ اطمينان پيدا مىكند . و از همينجا اين وسواسى بايد پىببرد كه مريض است . براى اينكه اگر قطع پيدا نشد و زودباورى است هم در طهارتش بايد زود قطع پيدا كند هم در نجاستش . و اگر هم زودباور نيست همانطور كه در طهارتش زودباور نيست د رنجاستش هم بايد زودباور نباشد . اينكه مىبينيد يكجا زودباور است قطع پيدا مىكند و در جاى ديگر قطع پيدا نمىكند ، زودباور نيست ، پىببرد كه مريض است ، آنهم مرض روحى كه اگر اعتنا به آن بكند روز به روز در تزايد است . امراض روحى طورى است كه رو به تزايد است مثل خوره مىماند ؛ مثل سرطان مىماند . از كجا پيدا شده است ؟ از تسلط شيطان بر قوهء خيال . لذا كسى در نزد امام صادق ( ع ) تعريف يك كسى را كرد ، حتى تعريف عقلش را ، و بعد گفت وسواسى است امام صادق ( ع ) تبسمى كرد يعنى اينچه عاقلى است كه وسواسى است ؟ بعد فرمودند : شيطان بر او مسلط شده و كارهايش شيطانى است نه رحمانى . بعد
اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 411
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٤١١