شيطان بر دل انسان مسلط مىشود آن را تابع خود مىكند . چنانچه گاهى خدا بر دل حكومت دارد گاهى شيطان ب ردل حكومت پيدا مىكند . و قرآن در آيات فراوانى تذكر به اين مطلب مىدهد و اگر شيطان مسلط بر دل انسان شد ديگر دل را « مىبرد آنجا كه خاطرخواه اوست » . و يك آدم بتپرستى ، پولپرستى ، هواپرستى ، و بهقول قرآن شيطانپرستى از كار در مىآيد . و گاهى مسلط مىشود بر قوهء تخيل و وسوسهء فكرى و عملى براى او پيدا مىشود و اين بهاندازهاى خطرناك است كه چيزهائى كه اصلًا واقعيت ندارد او مىبيند و مىشنود و قطع به آن پيدا مىكند . مثلًا : آنكه آدم ترسوئى است و شيطان بر قوهء خيال او مسلط شده اگر شب در يك خرابهاى برود جن مىبيند ، راستى مىبيند . و حرفهاى اجنه را مىشنود ؛ راستى مىشنود . يا وقتى به قبرستان برود مىبيند مرده از قبر بيرون آمد . مرده را مىبيند . داد مىزند بايست ببينم . مىشنود . فرار مىكند . مرده او را تعقيب مىكند . و يكوقت هم مىبيند مرده او را گرفت و لمس مىكند و غش مىكند . با فرضى كه در خرابه جنى نبوده است . در آن قبرستان مرده از قبر بيرون نيامده است . مرده صدا نكرده است . او را نگرفته است . اما قوهء خيال اثر گذارده است روى چشم او ، روى گوش او ، روى قوهء لامسهءاو و اين بلا را به سر او آورده است .
وسوسهء فكرى و عملى اگر براى كسى پيدا شود اينگونه مىشود .
اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 410
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٤١٠