تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در خانه (فارسى) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
بچه‌ها نرسيده و عقده‌اى شدهد ، بد شدند ، نمىپرسيد كجا رفتى ؟ از كجا آمدى ؟ آن طلبه ، آن عالم يا آن آقائى كه وارد خانه بشود و بدون اين‌كه زن برسد ، به حرف‌هاى زن برسد ، به بچه توجه كند فوراً مشغول مطالعه شود ظلم كرده است ؛ حق كسى كرده است . و علمى كه بخواهد از راه حق كشى پيدا شود اين علم بركت ندارد . علمى كه بخواهد از راه ظلم پيدا شود بركت ندارد . بله اين آقا بايد به زن و بچه رسيدگى كند بعد مشغول مطالعه شود و وقتى مشغول شد خانم مواظب باشد يك ساعت ، دو ساعت كه از مطالعه او گذشت و تمام شد آرايش كرده و بانشاط كامل اگر ميوه نبود لااقل با يك آبى مؤدبانه پذيرائى كند . اين آب در يك ليوان تميز آن ليوان را در يك بشقاب و آن بشقاب را دودستى به حضور شوهر آورده و سلام كند و در مقابل شوهر بنشيند آب يا ميوه را در مقابل او بگذارد و تبسم كند در روى شوهر ، مسلم خستگىاش از بين مىرود . يكى از افرادى كه مرد بسيار بزرگى است خانمش ازدنيا رفته بود خيلى گريه مىكرد . ما به او گفتيم آقا ! شما چرا ؟ چرا راضى به مقدرات الهى نيستى ؟ گفت راضى هستم اما دلم مىسوزد كه مونسم ، مهد علمم از دست رفت بعد همين مطلب را گفت كه وسط مطالعه كه خسته مىشدم يك وقت مىديدم كه با يك چاى آمد ، يك قدرى دلم را بدست آورد چاى را به من داد خوردم ديدم خستگىام رفت و ملاحظه كردم اين كتابهائى كه نوشتم مرهون اين