قانع نشد ، به بهشت بسنده نكرد . بهشت براى انسان بسيار كم است . بهشت چيست ؟ ! به چه قانع مىشويد ؟ بياييد محبوب را ، بيابيد هدف را .
بندگان شايسته خدا همچون زن فرعون ، بهشتى را مى طلبند كه عندا للّه باشد ، جوار اللّه باشد . وقتى انسان به آن مقام رسيد ، آنجا نيز افاضات پروردگار ادامه دارد . خداوند روزى هفتاد مرتبه « 1 » به بنده خويش نظر مىكند ، نظرهايى كه عاشق به معشوق يا معشوق به عاشق مىكند . نظرهايى كه ربّ به مربوب مىكند و نگاههايى كه مربوب به ربّ مىكند . اين نگاهها همه افاضه است . لذا براى انسان حد يقف وجود ندارد . وقتى به منزلگاه نهايى خود يعنى عنداللّه رسيد آنجا افاضه روى افاضه ، نظر روى نظر ، سعه وجودى و كمال روى كمال است . خوشا به حال آنان .
البته دربهشت كسانى هستند كه پايان سيرشان همان بهشت است امّا غايت آفرينش انسان بالاتر از بهشت است بقول قرآن كريم :
وُجُوهٌ يَومَئِذٍ نا ضِره 8 الى رَبِّها ناظِرَه .
« 2 » يعنى كسانى هستند كه در آن روز بانشاطند و به چهره ى خداى خويش مى نگرند .
اين افراد كه مانند ماه بدر در ميان صف محشر مى درخشند به قدرى با نشاطند كه ديگران به حال آنان غبطه مى خورند ، كار اين
هامش
( 1 ) 1 . هفتاد از اعداد كثرت است و نشانه زيادى و فراوانى است .
( 2 ) 2 . سوره قيامت ، آيه 23 .