تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
ايشان فقيهى آشنا به روايات اهل بيت ( س ) و آشنا به قرآن شريف است . ايشان در شان « من لا يحضره الفقيه » دوازده جلد كتاب نوشتهاند . ايشان درضمن شرح زيارت جامعه ( زيارت جامعه را مرحوم صدوق در « من لا يحضره الفقيه » نقل مى كنند ) قضيه اى را نقل مى كنند كه اين قضيه براى بحث ما فوق العاده لازم است . ايشان مى فرمايد : به نجف مشرف شدم . ديدم من رابطه با على ( ع ) ندارم و اگر بخواهم بروم حرم ، اول بايد رابطه را محكم كنم . خوشا به اين عقلها ، خوشا به اين فهم ها ، اينها عقل و فهم و علم نيست ، اينها چيز ديگرى است ، اينها ايمان عاطفى است ، ايمانى كه رسوخ در دل كرده است . مى فرمايد كه ديدم رابطه با على ( ع ) ندارم ، بايد رابطه را محكم كرده و بعد مشرف شوم . سپس مى فرمايد روزها به مقام قائم مى رفتم . در وادى السلام مكانى مربوط به حضرت بقيه الله ( عج ) است . گفت روزها آنجا عبادت مى كردم و روزه مى گرفتم و شب ها چون آنجا ميترسيدم ، ميآمدم و در رواق مطهّر امير المومنين ( ع ) عبادت ميكردم امّا حرم نمى رفتم . مى فرمايد چند شبى طول كشيد ، يك شب عالم مكاشفه برايم پيدا شد . اين عالم مكاشفه مربوط به ما نيست . آن افرادى كه موفّق د رعلم و عمل باشند نظير علامه مجلسى ها ، ملاصدراها و اينان مى توانند اين ادعاها را بكنند . امّا آن افرادى كه متبحّر ، متخصص در متون و معارف اسلامى نباشند قطعاً اگر از اين فكرها بكنند تخيلى بيش نيست . بله ملا صدرا ميتواند بگويد . معمولًا در اخبارش مى گويد : هذا تحصيل لنا عقيب الكشف والخلوت واقمنا عليه البرهان . علّامه مجلسى نيز مىتواند بگويد امّا