زانوتن گذاشته و غصه دار است . فرمودند جويبر زن مى خواهى ؟
عرض كرد يا رسول الله ! چه كسى به من زن مىدهد ؟ !
فرمودند : بلند شو برو در خانه زياد بن زبير و بگو پيغمبر گفت كه فاطمه ات را به من بده .
زياد بن زبير چه كسى است ؟ او اول متموّل ، اول با شخصيت و اول طائفه دار در مدينه است . فاطمه زياد بن زبير كيست ؟ دخترى با شخصيت و فهميده ، علاوه بر اينكه بسيار با وقار و زيباست .
جويبر با ترديد آمد و در زد . زياد آمد و جويبر عرض كرد كه پيغمبر فرموده است دخترت فاطمه را براى من عقد كنى . گفت خوب شما برو الان من خودم بنزد پيغمبر مى آيم . دختر خانم پشت در شنيد و گفت پدر موضوع چيست ؟
گفت جويبر ، سياهى است كه به خواستگارى تو آمده و مى گويد پيغمبر چنين فرموده است .
دختر گفت : چه جواب داديد ؟
زياد گفت : گفتم الان خودم بنزد پيغمبر اكرم ( ص ) مى آيم .
دختر گفت اگر پيغمبر فرموده باشد ، اين سخن شما جسارت به مقام مقدّس ايشان است .
زياد گفت چه كنم ؟
گفت برو و او را برگردان تا بيايد و در خانه بنشيند . خودت خدمت پيغمبر برو ببين چه فرموده ؟
زياد اين چنين كرد و از حضرت درباره مطلب سوال كرد .
عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى) — صفحة 209
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٠٩