گرفت . آمد بيرون و ديوانه وار فرياد ميكردالنار - النار . به پيغمبر ( ص ) خبر دادند او گناهى كرده و در بيابان فرياد مى كشد .
خطاب شد به پيامبر ( ص ) كه او را آمرزيديم ، او را بياور . وقتى آمد كه پيغمبر مشغول نما ز بود ، پس در صف ايستاده و حال خجالت مى كشد چگونه در صورت رسول خدا نگاه كند ! پيغمبر به منبر رفتند . او سرش پائين بود . پيامبر شروع به تلاوت سوره « تكاثر » نمودند :
الهيكم التكاثر حتى زرتم المقابر كلا سوف تعلمون ثم كلا سوف تعلمون كلا لو تعلمون علم اليقين لترون الحجيم ثم لترووتها عين اليقين ثم لتسئلن يومئذ عن النعيم . اين دنيا مردم را مشغول كرده ، يك وقت چشمها را باز كرده مى بينيد در قبرند . كاش اين بشر مى دانست ذرهاى ايمان در دلش رسوخ كرده بود ! اى كاش مرتبه اى از ايمان دا داشت ! اى كاش مى دانست كه د رجهنم از او سوال مى كنند كه با نعمتهاى خدا چه كردى !
يك وقت اين جوان افتاد . بالاى سرش رفتند و ديدند كه دق كرده و مرده است .
چه چيز اين زن و اين مرد را مى سازد ؟ ايمان . خلاصه سخن اين بود كه امر به معروف و نهى از منكر واجب و لازم است و همه بايد داشته باشند اما آنچه مىتواند انسان را كنترل كند تنها و تنها ايمان مكتبى است .
عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى) — صفحة 163
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٦٣