خواندن نماز به كارهاى خود فكر مىكند يا با دستها و موهاى خود بازى مىكند . چنين نمازى موجب رفع تكليف مىشود ، اما داراى تأثير تربيتى و معنوى نيست و نزد خداوند ارزشى ندارد و نمىتواند عامل صعود انسان و معراج شود ، كه « الصلاة معراج المؤمن . »
2 . نمازى است كه خضوع ظاهرى در آن رعايت مىشود و نمازگزار علاوه بر آنكه نماز را صحيح مىخواند ، كلمات را شمرده ادا مىكند و ركوع و سجود آن را به طور كامل انجام مىدهد ، آداب ظاهرى نماز را نيز مراعات مىكند ؛ يعنى اذان و اقامه مىگويد ، نماز را با رعايت ترتيل مىخواند و مستحبات آن را نيز انجام مىدهد ، اما در نماز حضور قلب و خشوع ندارد . با تمام وجود به خداوند توجه ندارد و افكارش متوجه امرو دنياست . از پيامبر اكرم ( ص ) نقل شده است كه فرمودند :
« من صلى ركعتين لم يحدث فيهما نفسه بشىء من الدنيا غفر له ما تقدم من ذنبه . » « 1 »
كسىكه دو ركعت نماز بگزارد و در آن دو ركعت در انديشهء امرى از امور دنيا نباشد ، تمام گناهان گذشتهء او بخشيده مىشود .
مرحوم شيخ حر عاملى ( ره ) روايتى را در وسائل الشيعه نقل مىكند و مىگويد : حماد كه يكى از راويان جليل القدر ، مورد اعتماد و از اصحاب اجماع است ؛ يعنى روايتهايش را تمام اصحاب قبول دارند ، مىگويد : روزى خدمت امام صادق ( ع ) شرفياب شدم . امام ( ع ) فرمودند : حماد ! آيا نماز خواندن مىدانى ؟ گفتم : بلى اى فرزند رسول خدا ! حضرت فرمودند : برخيز و دو ركعت نماز بخوان . حماد مىگويد : دو ركعت نماز معمولى خواندم . ديگر باقى روايت ذكر نشده است ؛ اما معمول مىشود كه نماز او صحيح بوده ، ولى
هامش
( 1 ) المحجة البيضاء ، ج 1 ، ص 349 .