اگر چه « عزير » به كعاد جسمانى اعتقاد داشت و مى دانست كه خداوند قادر به زنده كردن آنها است ، ولى مى خواست به « حق اليقين » برسد . « عزير » پيامبر د رحالى كه كنار آبى نشسته و الاغش به كنارى بود ، از دنيا رفت . پس از گذشت صد سال پروردگار عالم او را دوباره زنده كرد و از او سوال كرد « چقدر درنگ كردهاى ؟ »
گفت : « لبثت يوما او بعض يوم - يك روز يا مقدارى از روز را درنگ كرده ام » .
ولى ، خداوند فرمود : « بل لبثت مائه عام » صد سال است كه تو به خواب مرگ فرو رفته اى و درنگ كرده اى .
فانظر الى طعامك و شرابك لم يتسنه و انظر الى حمارك . . .
در طعام و شرابك خود نظر كن كه هنوز تغيرى نكرده است و الاغ خود را نيز بنگر تا احوال بر تو معلوم شود . ما تو را براى خاق حجت قرار دهيم كه امر بعثت را انكار نكنند . به استخوانها بنگر كه چگونه آنها را از زمين بلند مىكنيم و به هم پيوند مىدهيم . سپس ، گوشت به آنها مى پوشانيم و زنده مىكنيم .
« عزير » به الاغ متلاشى شدهاش كه صد سال از مرگش مى گذشت نگاه كرد ، جمع شدن استخوانهايش را مشاهده كرد و با مشاهده اين منظره گفت :
اعلم ان الله على كل شي قدير .
معاد در قرآن (فارسى) — صفحة 67
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٦٧