معاد جسمانى از نظر آيات و روايات
درآيه هاى 259 تا 260 سوره بقره در مورد « عزير » « 1 » پيغمبر و حضرت ابراهيم ( ع ) دو حكايت وارد شده است .
حكايت عزير پيامبر
عزير ازبندگان شايسته خداوند و مردى صالح و داراى مقام نبوت بود وى روزى از خانه خود به مقصد دورى بيرون آمد . در بين راه به قريه اى رسيد كه در اثر حوادث طبيعى ويران شده و استخوانهاى پوسيده و بدنهاى متلاشى شده اهل آن در معرض ديد عابرين بود .
« عزير » در اين قريه درنگى كرد و بعد از تامل و تفكر در وضع اسفناك قريه با تعجب اين سوال در ذهنش نقش بست و چنين به زبان آورد :
اني يحيي هذه الله بعد موتها .
او از مشاهده بدن هاى متلاشى شده ، در واقع دو سوال برايش مطرح شده بود :
اول - زنده كردن آنها پس از مدت طولانى ، كه از مرگشان مى گذشت ، كارى بسيار بزرگ ومهم است .
دوم - چگونه اين اندام متلاشى شده و استخوانها ى پوسيده و بدنهاى پاره پاره به صورت نخستين خود در خواهد آمد ؟
هامش
( 1 ) . بنا بر آنچه در روايت آمده است « عَزير » و « عُزير » دو برادرند كه هر دو پيغمر بودند .