تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد در قرآن (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
طولانى و با عذاب و شكنجه توان‌فرسا همراه است . چنان كه در روايتى كه از حضرت عيسى ( ع ) نقل شده است ، اسن مطلب به خوبى استفاده مىشود . در اين روايت مىخوانيم : حضرت ، به اذن خداجوان مرده‌اى را كه هنوز آب قبرش خشك نشده بود زنده فرمود . جوان وقتى زنده شد ، بسيار شكستهء بىنشاط و خسته مىنمود . گويى چندين سال است كه سر به تيرهء تراب نهاده است . حضرت عيسى ( ع ) از او پرسيد : « چه مدت است كه جان سپرده‌اى ؟ » گفت : « چندين هزار سال » . سپس پرسيد : « پس از مرگ بر تو چه گذشت ؟ » جوان گفت : « وقتى مرا به خاك سپردند ، « نكير » و « منكر » آمدند و از من سئوالاتى كردند ، چون نتوانستم جواب دهم ، مرا تازيانه‌اى زندن كه قبرم از آتش پر شد و تا حال مىسوختم ! » . حضرت دگر بار پيرمردى را كه ساليان دراز از مرگش مىگذشت و نشانى از قبرش به جاى نمانده بود ، به اذن خدا زنده كرد . وقتى زنده شد ، بسيار با نشاط ، جوان و با جمال جلوه كرد . حضرت از او پرسيد : « چند وقت از كه چهره در نقاب خاك كشيده‌اى ؟ » پيرمرد گفت : « هم‌اكنون و تا مردم مرا به خاك سپردند ، « نكير » و « منكر » آمدند و از من سئوالاتى كردند ، چون جواب دادم ، باغى از باغهاى بهشت بر من نمايان شد . . . در همانجا بودن كه مرا احضار فرموديد . »