و اعمالى كه دلالت بر رجوع دارد نيز طلاق را باطل مىكند . و طلاق بائن خود شش قسم دارد و برخى اقسام آن مربوط به هنگامى است كه زن تقاضاى طلاق دارد و مهريهء خود را مىبخشد يا مبلغى پرداخت مىكند كه طلاق بگيرد و در اين طلاق ، رجوع بدون تجديد صيغهء عقد امكان ندارد . مگر زن رجوع به مهريه كند كه بعد از اداء مهريه ، اگر در عدّه است ، مرد مىتواند رجوع كند .
مسأله 451 صيغهء طلاق را بايد كسى كه متديّن و عالم است ، نزد دو شاهد عادل بخواند .
مسأله 452 زن بايد در وقت طلاق از خون حيض و نفاس پاك باشد و شوهرش در آن پاكى با او نزديكى نكرده باشد .
مسأله 453 زنى كه طلاق رجعى داده مىشود ، در ايّام عدّه حقّ نفقه دارد و بايد در خانهء شوهر باشد .
مسأله 454 عقد موقّت ، طلاق ندارد و رها شدن زن به اين است كه مدّت تمام شود ، يا مرد مدّت را ببخشد .
مسأله 455 عدهء زنى كه شوهر او مرده ، چهار ماه و ده روز است ، گرچه يائسه يا صيغه باشد ، يا شوهرش با او نزديكى نكرده باشد .
مسأله 456 عدهء زنى كه طلاق داده شده است ، سه ماه است ، و عدّه در صيغهء موقّت ، چهل و پنج روز است . ولى در هر دو صورت اگر نزديكى نشده باشد ، عدّه ندارد .
مسأله 457 زنى كه به واسطهء مرض ، حيض نمىشود ، عدهء او همانند زنان هم سنّ او است .
عصاره دين (فارسى) — صفحة 113
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١١٣