ما أَعْبُدُ ، لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِيَ دينِ « 1 » )
سير در سيرهء پيامبر گرامى ( ص ) نمونههاى فراوانى از قاطعيّت آن حضرت در برابر مشركين را نمايان مىسازد . هنگامى كه سران عرب دريافتند رسالت آن نبىّ گرامى ، تهديدى براى منافع آنان محسوب مىگردد ، به او پيغام دادند كه اگر زن مىخواهى ، بهترين زنان عرب را به عقد تو در مىآوريم . اگر طالب رياست هستى ، رياست تو را بر اعراب تأييد مىكنيم . اگر خواهان ثروت هستى ، اموال بىنظيرى در اختيار تو مىگذاريم ، فقط از داعيهء خود دست بردار .
پيامبر گرامى ( ص ) در پاسخ به مشركين فرمودند : اگر خورشيد را در يك دست و ماه را در دست ديگر من قرار دهيد ، دست از رسالت خود بر نمىدارم . « 2 » هركس طالب سعادت دنيا و آخرت است ، بايد بگويد : « لاالهالاالله » . و با همين قاطعيّت پس از تحمّل آن مصائب كمرشكن ، بر مشركين مسلّط شد و با عزّت و سربلندى مكّه را فتح نمود .
قاطعيّت در گفتار در سيرهء اهل بيت عصمت و طهارت ( عليهم السلام ) نيز نقش برجستهاى دارد . ائمّهء اطهار ( عليهم السلام ) در برابر غاصبان و حاكمان جور ، از بيان كلام حق باكى نداشتند و همواره به بيان اصول اسلام و تشيّع و افشاگرى ظلم ظالمان مىپرداختند .
بيان جملات « مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلا » « 3 » و « ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ يَا ابْنَ مَرْجَانَة » « 4 » توسّط حضرت زينب ( عليها السلام ) در مجلس ابن زياد ، و يا گفتن جملهء
« أَ مِنَ الْعَدْلِ يَا ابْنَ الطُّلَقَاء » « 5 »
در مجلس
هامش
( 1 ) . الكافرون / 6 - 1 : « بگو اى كافران ! آنچه را كه شما مىپرستيد هرگز من نمىپرستم ، و نه هرگز شما پرستنده آن هستيد كه من مىپرستم ، و نه هرگز من پرستنده آنم كه شما مىپرستيد ، و نه هرگز شما پرستنده آن هستيد كه من مىپرستم ، دين شما از آن خودتان و دين من از آنِ من . »
( 2 ) . سيرة النبوية ( ابن هشام ) ، ج 1 ، ص 265 و نيز بحارالأنوار ، ج 18 ، ص 182
( 3 ) . اللهوف ، ص 160
( 4 ) . بحارالأنوار ، ج 45 ، ص 115
( 5 ) . اللهوف ، ص 181