خدا قربانى پرهيزگاران را مىپذيرد .
بنابراين ، از همان ابتداى خلقت انسان ، يعنى از زمان حضرت آدم ( ع ) و پسرانش ، قربانى رواج يافت و قربانى كردن نشانهء آن بود كه صاحب قربانى حاضر است همه چيز خود را در راه حقّ فدا كند .
حضرت ابراهيم ( ع ) نيز مىخواست فرزندش را در راه حقّ قربانى نمايد . آن حضرت به امر پروردگار به سرزمين منى رفت تا دستور خدا را به انجام برساند . وقتى كارد را به گلوى فرزند كشيد ، كارد گلوى
اسماعيل ( ع ) را نبريد . حضرت ابراهيم ( ع ) كارد را تيزتر كرد و دوباره بر گلوى فرزند كشيد ، باز كارد نبريد ، در آن هنگام جبرئيل نازل شد و فرمود :
قَد صَدَّقتَ الرُّءيَا إنَّا كَذَلِكَ نَجزِيالمُحسِنِينَ إِنَّ هَذَا لَهُوَ البَلَاءُ المُبِينُ وَ فَدَينَاهُ بِذِبحٍ عَظِيمٍ « 1 » به راستى كه خوابت را به حقيقت پيوستى و ما نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم . اين آزمايشى آشكارا بود و او را به ذبحى بزرگ باز خريديم .
آنگاه جبرئيل فرمود : « از امتحان موفّق بيرون آمدى و قربانى تو پذيرفته شد . اين گوسفند را به جاى فرزندت ذبح كن ! » اين عمل در دين اسلام سنّت شد و مسلمانان براى يادآورى آن خاطرات و
هامش
( 1 ) . صافّات / 107 - 105