متن زندگى سالك جريان داشته باشد تا موجب توجّه و بيدارى او شود . اهل معرفت در وقت نماز تلاطم درونى پيدا مىكنند و اين تلاطم درونى ، آنان را از هر امر ديگرى باز مىدارد و به سوى نماز سوق مىدهد . هنگامى كه به نماز مىايستند ، خشيت خداوند بر دل آنان حكم فرما مىشود و خود را در محضر خدا مىيابند . چنين نمازى تبديل به معاشقهء بين خالق و مخلوق مىشود و مىتواند سالك را از غفلت رهانيده ، توجّه و بيدارى را در دل او رسوخ دهد و او را به مقام يقظه برساند .
اهتمام سالك به نمازهاى مستحبّ ، نوافل يوميّه و خصوصاً نماز شب ، ضرورى به نظر مىرسد . و اعراض از اين ذكر عظيم ، او را به بيراهه سوق مىدهد و توفيق سير و سلوك را از وى سلب مىنمايد .
انس با قرآن نيز تأثير به سزايى در پيشرفت سير و سلوك و بيدارى سالك دارد . خداوند متعال از قرآن شريف به عنوان ذكر ياد مىكند و مىفرمايد :
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُون « 1 »
حقّا كه ما اين ذكر ( قرآن ) را فرو فرستاديم و به يقين ما خود آن را نگهداريم .
بنابراين ارتباط با قرآن كريم ، آدمى را متذكّر مىكند . البته بايد دانست كه قرآن حيات طيّب دارد و بايد ادب ظاهرى و ادب باطنى در برابر آن مراعات شود . ادب ظاهرى اقتضا مىكند كه انسان با احترام خاصّى با قرآن كريم مرتبط شود و اقتضاى ادب باطنى اين است كه دل انسان ، متوجّه حضور او در مقابل قرآن باشد . به عبارت روشنتر كسى كه قرآن مىخواند ، بايد در مقابل آن خاضع و خاشع باشد . در اين صورت در موقع تلاوت قرآن ، توفيق حضور قلب حاصل مىگردد . در چنين شرايطى سالك ، عالم وجود را محضر خداوند سبحان مىيابد و صحبت كردن خود با خداى تعالى را حس مىكند و پاسخ حق تعالى را مىشنود .
هامش
( 1 ) . الحجر / 9