سؤال 175 كسى كه از وطن اصلى و زادگاهش به شهر ديگرى مىرود و پس از چند سال از آن شهر هم منتقل شده و در شهر دوم ساكن مىشود ، مىتواند تا آخر عمر زادگاه خود و شهر اولى كه به آن منتقل شده است را وطن بداند و در صورت رفتن به آن دو شهر ، نماز را تمام بخواند و روزه بگيرد ؟ آيا اگر مثلًا چند سال هم به آن دو شهر نرود يا نمىداند كه تا آخر عمر مى رود يا نه ، باز هم مىتواند آن دو شهر را وطن بداند ؟
* تا اعراض نكرده باشد ، وطن او است ، مگر اعراض عملى صدق كند .
سؤال 176 كسى كه به شهر ديگرى منتقل مىشود و مىداند كه بايد مثلًا چند سال در آن شهر بماند ، آيا از همان روز اول ورود مىتواند نمازش را تمام بخواند و روزه بگيرد يا بايد مدتى بماند ؟
* مىتواند ، بلكه لازم است .
سؤال 177 زن و شوهرى اهل دو شهر جداگانه هستند و محل كارشان در شهر سوّمى است ، ولى مجبور شدهاند در خارج از حد ترخص شهر محل كار ، سكنى بگيرند . هر روز از محل زندگى به محل كار مىروند و بر مىگردند و هر چند وقت يك بار هم به شهرهاى خودشان مىروند . بفرماييد حكم نماز و روزهء آنها در اين چهار شهر چيست ؟ همچنين بفرمائيد اگر هر كدام از آنها به شهر همسرش برود ، حكم نماز و روزهء او چيست ؟
* نماز زن در همه جا تمام است و بايد روزه هم بگيرد چون زن تابع شوهر است ، ولى مرد تابع زن نيست ؛ لذا نماز مرد به جز در وطن زن ، همه جا تمام است و در وطن زن شكسته است ، مگر آنجا را وطن خود قرار دهد .
روزه، سلوك پرهيزكاران (فارسى) — صفحة 130
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٣٠