سخن آغازين
انسان موجودى پويا است و همواره به سوى معبود حقيقى خويش ، در حركت مىباشد :
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقيه
« 1 » اى انسان ! تو با تلاش و رنج ، بهسوى پروردگارت مىروى و او را ملاقات خواهى كرد . بنابر اين سرانجام حركت صعودى انسان ، لقاى خداوند تبارك و تعالى است . از اين رو بايد مسير حركت خود را ، راه ايمان ، تهذيب نفس و عبادت حقيقى قرار دهد و از هواى نفس بگريزد و در راستاى انس با معبود ، گاهى به گوشهاى خلوت پناه ببرد و دور از همهء تعلّقات و وابستگىهاى مادى ، قدرى به حال زار خويش بينديشد و با سوز دل و اشك چشم ، زنگارها و پليدىهاى قلب خود را پاك كند .
اديان الهى با توجّه به همين نياز روحى ، با آنكه انسان را به حضور در جامعه و شركت در فعاليّتهاى اجتماعى فرا مىخوانند ، فرصتهايى را نيز براى خلوت نمودن او با خداوند فراهم نمودهاند كه يكى از اين فرصتها « اعتكاف » است .
اعتكاف فرصت بسيار مناسبى است تا انسانى كه در پيچ و خمهاى زندگى مادى غرق شده ، خود را بازيابد و به قصد بهره بردن از ارزشهاى معنوى ، از علايق مادى دست بكشد و خود را در اختيار پروردگار بگذارد و تقاضا كند كه او را در راه راست ثابت
هامش
( 1 ) . الانشقاق / 6