بزرگ مىگويد : اگر على را نيافريده بودم براى دخترت فاطمه ، همتايى بر روى زمين از آدم تا خاتم نبود . در روايتى مىخوانيم كه روزى اميرالمؤمنين ( ع ) وارد خانه شدند . تا چشم حضرت فاطمه ( س ) به ايشان افتاد ، فرمودند : « ادْنُ لِأُحَدِّثَكَ بِمَا كَانَ وَ بِمَا هُوَ كَائِنٌ وَ بِمَا لَمْ يَكُنْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة حِينَ تَقُومُ السَّاعَة » نزديك بيا تا براى تو از آن چه اتّفاق افتاده و تا روز قيامت اتّفاق مىافتد يا نمىافتد ، سخن بگويم . اميرالمؤمنين ( ع ) از اين سخن به اندازهاى به وجد آمدند كه همانطور عقب عقب از منزل خارج شدند و خدمت پيامبر ( ص ) رسيدند . پيامبر ( ص ) هم كه از ماجرا خبر داشتند ، فرمودند : آيا نمىدانى كه نور فاطمه از نور ماست ؟ « 2 » پس از رحلت پيامبر اكرم ( ص ) ، براى اين كه كمى از مصائب سنگين آن حضرت سبك شود ، جبرئيل نازل مىشد و براى ايشان از علم « ما كان و ما يكون و ما هو كائن » مىگفت و اميرالمؤمنين ( ع ) هم مىنوشتند . « 1 » كه به نام مصحف فاطمه ( س ) مشهور است و الآن در دست امام زمان « ارواحنافداه » موجود مىباشد كه افتخار بزرگى براى شيعه است .
مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى) — صفحة 153
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٥٣
هامش
( 2 ) . بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ، ج 43 ، ص 8 . ( بهنقل از عيون المعجزات )
( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 240 .