سنّى نقل كرده و تنها يكصد و هشتاد و هفت سند در خصوص اين روايت از علماء اهل سنّت را در طى دو جلد بيان كرده است .
ب ) رواياتى كه مقصود را رساتر و گوياتر از روايات دستهء اوّل بيان كرده است ، اين روايات نيز به تواتر معنوى از پيامبر گرامى ( ص ) در كتابهاى معتبر شيعه و سنّى نقل شده است . از باب نمونه دو روايت را در ذيل مىآوريم :
1 ) « قالَ رَسُولُ الله ( ص ) : يا حُسَيْنُ أنْتَ الْامامُ ، ابْنُ الامام ، أخُو الامام ، تسْعَة منْ وُلْدِكَ أئِمَّة أبْرارٌ » « 1 »
اى حسين ! تو امام ، فرزند امام ، برادر امام هستى ، نه نفر امام نيز از فرزندان تو هستند .
يا هنگامى كه از پيامبر در مورد جانشينان آن حضرت سؤال شد ، فرمودند :
2 ) « عَلىٌّ أخى وَ وَزيرى وَ وَصيّى وَ وارثى وَ خَليفَتى فى امَّتى وَ وَلىُّ كُلِّ مُؤْمنٍ بَعْدى ، وَ أحَدَ عَشَرَ إماماً مِنْ وُلْده ، الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَيْنُ ثُمَّ تِسْعَة مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْن واحدٌ بَعْدَ واحدٍ ، الْقُرآنُ مَعَهُمْ وَ هُمْ مَعَ الْقُرآن لا يُفارِقُونَهُ حَتّى يَرِدُوا عَلَىَّ الْحَوْضَ » « 2 »
على برادر و ياور و وصىّ و وارث و جانشين من در امّت من است او و يازده نفر از فرزندانش ولىّ و سرپرست هر مؤمنى بعد از من هستند ، حسن و سپس حسين ، سپس نه نفر از فرزندان حسين يكى پس از ديگرى جانشين من هستند ، قرآن با ايشان است و ايشان با قرآن هستند . ايشان قرآن را رها نمىكنند تا همگى در حوض كوثر بر من وارد شوند .
هامش
( 1 ) بحارالانوار ، ج 36 ، ص 291 ، باب 41 ، ح 116
( 2 ) بحارالانوار ، ج 33 ، ص 148 ، باب 16 ، ح 421