به مقام قرب مىخواند ؛
« وَ تَقَرَّبْ الَى اللَّهِ ذا ثِقَةٍ بِمُزْدَلَفَة » « 1 »
« و هنگام وقوف در مشعر ، به خداوند تقرب جو ، در
حالى كه به او اطمينان مىورزى . »
*
حركت به سوى منا
؛ منا يعنى رجاء ، نيكا كه اين نامِ گويا ، در هالهاى از نور نهفته است .
منا ؛ يعنى سرزمين اميد ، رحمت ، مغفرت ، فضل ، كرامت ، استجابت دعا ، سعادت و خير دنيا و آخرت . و چرا چنين نباشد ؟ ! عاشق از معشوق پس از وصل چه مىخواهد ؟ ! توجه ، تلطّف و عنايت .
سالك ، پس از گذشتن از عرفات و مشعر و رسيدن به مقام وصل ، از مولى چه مىخواهد ؟ آنچه را كه او به حق مستحقّ آن است ؛
« وَ لا تَتَمَنَّ ما لا يَحِلُّ لَكَ وَ لا تَسْتَحِقُّه » « 2 »
هامش
( 1 ) 1 . همان
( 2 ) 2 . همان