تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله توضيح المسائل (پانزدهم 1389ش) (فارسى) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
شده باشد هشتاد مثقال ، و اگر بر آن گوشت روييده ولى هنوز روح در آن ندميده صد مثقال ، و اگر روح در آن دميده ، براى پسر هزار مثقال و براى دختر پانصد مثقال شرعى طلا است . مسأله 2362 - اگر كسى زن حامله را بكشد به نحوى كه بچهء او هم تلف شود ، بايد ديهء هر دو را بدهد . مسأله 2363 - اگر كسى پوست بدن مسلمانى را پاره كند بايد پنج مثقال شرعى طلا ، و اگر به گوشت برسد ده مثقال ، و اگر استخوان او را بشكند پنجاه مثقال طلا به او بدهد ، و اگر اين جراحتها به سر يا صورت باشد دو برابر مىگردد . مسأله 2364 - اگر كسى كارى كند كه بدن ديگرى سرخ شود به طورى كه فوراً بر طرف نشود بايد يك مثقال شرعى طلا ، و اگر سبز و كبود شود يك مثقال و نيم شرعى طلا ، و اگر سياه شود سه مثقال طلا به او بدهد ، و اگر در سر و صورت باشد دو برابر مىشود . مسأله 2365 - در مواردى كه دستور خاصى براى ديه مشخص نشده ، تعيين مقدار آن با حاكم شرع است . مسأله 2366 - مقصود از عاقله كه ديهء قتل خطا را بايد بدهد خويشان نسبى پدرى مىباشد ، چه مرد باشند يا زن ، غير از بچه‌ها و ديوانه‌ها و كفّار ، و تقسيم ديه بر آنان با رعايت مراتب ارث است . مسأله 2367 - اگر قاتل بميرد يا فرار كند و دسترسى به او نباشد ، ديه را از مال او برمىدارند ، و اگر مال ندارد از عاقله مىگيرند . مسأله 2368 - اگر انسان كسى را مجروح كرد يا به او ضربه يا سيلى زد ، ديه را بايد به خود او بدهد ، ولى اگر بچه يا ديوانه‌اى را بزند ، بايد ديه را به ولىّ شرعى او بدهد تا به مصرف او برساند . مسأله 2369 - ديهء مقتول از تركهء او محسوب مىشود ، ولى خويشان مادرى از آن ارث نمىبرند . مسأله 2370 - ولىّ مقتول كه حقّ قصاص دارد كسى است كه از او ارث مىبرد ، جز زن و شوهر كه در اين حقّ شركت ندارند هرچند از ديه ارث مىبرند . و اگر بعضى از آنها به قصاص راضى نشوند ، ديگران نمىتوانند قصاص كنند مگر آنكه تفاوت ديه را بپردازند ، و اگر بعضى از آنها صغير باشند ، اختيار با ولىّ آنهاست . مسأله 2371 - اگر ولىّ مقتول قبل از قصاص بميرد ، حقّ قصاص به ورثهء او مىرسد . مسأله 2372 - اگر كسى حيوان كسى را بكشد بايد قيمتش را به او بدهد ، و اگر آن را معيوب كند بايد